تبلیغات
نوشته های روزانه من - مطالب ابر نوشته های من
زمانیکه جهان می گوید: رها کن امید می گوید: یک بار دیگر امتحان کن
نوشته های روزانه من
چهارشنبه 31 شهریور 1395 :: نویسنده : joker
سلام
امروز درباره یكسری مسائلی صحبت میكنم كه كمتر تو جامعه دربارش صحبت شده و تقریبا میتونیم بگیم ازش صحبتی نشده
یكی از دلایل شكست های بنده تماشای ویدیو های پورن ( مستهجن ) و ... هستش ، اوایل تفریحی به این سایت ها میرفتم و ... ، اما بعد یه مدت تبدیل به عادت شد و اصلا شد بخش جدانشدنی از زندگی من تو طول این مدت خیلی سعی كردم این ویدیو ها و ... رو ترك كنم اما نشد كه نشد ، هر بار شكست میخوردم و نا امید میشدم و تاحدی رسیدم كه دیگه احساس گناه نمیكردم
اما الان كه چندین هفته از ترك این ویدیو های پورنو و ... میگذره واقعا یه احساس خوب و یه نشاط درونی رسیدم
قبلا وقتی احساس ضعفی میكردم ، از لحاظ روحی خسته بودم و وقتی ناراحت بودم به تماشای این ویدیو ها میپرداختم و ... ؛ و درواقع به جای حل مسئله ، صورت مسئله رو پاك میكردم
اوایل شروع برای ترك و دوران پاكی خیلی سخت بود و ازش نمیگذشت اما الان دیگه به این ویدیو ها و ... فكر هم نمیكنم و اصلا اجازه تصور انجام این كار هم به خودم نمیدم
تو این مدت یادگرفتم اگه مشكلی برام پیش اومد ، منطقی به حل اون مشكل بپردازم و تا اخر از خودم مقاومت نشون بدم
این مشكل ، مشكل خیلی از نوجونا و جوانای كشورمونه كه متاسفانه اصلا بهش پرداخته نمیشه اما یه سایت هست به نام " توبه ٩٤ " كه تو ترك این عادت بد براتون موثر باشه
www.tobe94.blog.ir
الان میكا جان(همستر بنده) بغل دستم خوابیده و منم دارم این مطلب رو براتون مینویسم
امیدوار تو تمام مراحل زندگیتون موفق باشید
با تشكر Mr.S



نوع مطلب :
برچسب ها : نوشته، نوشته های روزانه من، خاطرات روزانه من، خاطرات یك كنكوری، نوشته های من،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 29 شهریور 1395 :: نویسنده : joker
امروز روز خوبی بود كلا
صبح كه بیدار شدم دیدم همسترم یكی از چشماش بستس و اون یكی بازه ، خیلی ترسیدم كه یه وقت عفونت نكرده باشه چشماش و ... و البته با یه مغازه همستر فروشی تماس گرفتم و گفتن باید با پنبه خیس چشماش رو تمیز كنی و ...
اما همسترم خواب بود و بیدار كردن میكا(همستر) باعث عصبانیت و حتی گاز گرفتنشون میشه منم سعی كردم بیدارش كنم و البته تو دستم بگیرمش كه متاسفانه نتونستم و ...
منم گفتم بزار بخوابه بیدار شد میرم سراغش و دل رو به دریا میزنم و بلندش میكنم و چشماشو تمیز میكنم و در این بین گفتم برم باشگاه بدن سازی و بعد باشگاه میرم سراغش
حدود یك ساعتی باشگاه بودم و بعد كه اومدم بیرون یكی از همكلاسی های قدیمی كه اتفاقا خیلی دوسش دارم رو دیدم و كلی باهم حرف زدیم
بعدش اومدم خونه و دیدم میكا جفت چشماش سالمه و دیگه نیازی به اون كارا نیست و خیلی خوشحال شدم
در این بین یكی از دوستام بهم زنگ زد و قرار شد بیاد خونمون تا میكا رو ببینه اقا اونم عاشق حیواناته!!!
اول كلی قول گرفتم كه به این حیوان ازار نرسونه و كلا باهاش كارای غیر عادی نكنه
در قفش میكا رو باز كردیم و دیدیم اوه میخواد بیاد بیرون دوستم دستشو اورد و میكا اومد رو دستش ( من این وسط ترسیده بودم ) دوستمم اونو دوباره تو قفش گذاشت ، یه بار دیگه هم خواست بیاد بیرون ، اینبارم رفت رو دست دوستم اما تا خواست بزارنش تو قفس از رو دستش پرید رو فرش ، من اولش ترسیدم كه پاش نشكسته باشه و ...(البته ارتفاع خیلی خیلی كم بود) بعدشم باید سریع میگرفتمش تا فرار نكنه ، دل رو زدم به دریا و طبق روشی كه تو اینترنت خونده بودم بلندش كردم و گذاشتمش تو قفش ، تجربه خیلی خوبی بود و البته مطمئنا در اینده نه چندان دور دیگه دخترم با باباش عین دوتا دوست میشن
بعدش با دوستم رفتیم كافی شاپ و كلی صحبت كردیم
الانم خونم و دارم این مطلب رو مینویسم
میبینمتون بای



نوع مطلب :
برچسب ها : نوشته، نوشته های روزانه من، نوشته های من، خاطرات روزانه من، خاطرات یك كنكوری،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 28 شهریور 1395 :: نویسنده : joker
ورود همسترم ( میكا ) به دنیای من دوباره انگیزه ای برای شروع مجدد نویسندگی به من داد
من اینجا یه نویسنده كاملا آماتور هستم كه اطلاعات كمی درباره نویسندگی میدونم و... اما سعی میكنم هر روز كیفیت نوشته هامو افزایش بدم
در نوشته های جدیدم سعی میكنم طوری بنویسم كه افراد جدید هم بتونن به راحتی با مطالب خو بگیرن و اجباری به خوندن پستای قبلی برای اونا نباشه
در این وب سعی میشه كه تا جایی كه عرف و شرع و همچنین قوانین كشورمون اجازه میده مطالبم رو انتشار بدم و در غیر این صورت یا مطلب رو نمی نویسم یا با كمی ایهام و ... میتونیسم تا ذهن خواننده رو درگیر كنه
این نوشته ها ، نوشته و خاطرات منن ، پس انتظار نوشته هایی با سبك های ادبی و رمان و طنز و ... نداشته باشید
همین دیگه موفق باشید و منتظر مطالب ما باشید



نوع مطلب :
برچسب ها : نوشته های روزانه من، نوشته، نوشته های من، خاطرات روزانه من، خاطرات من، خاطرات یك كنكوری،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 28 شهریور 1395 :: نویسنده : joker
سلام ایشالله حالتون خوب باشه
الان دقیقا نشستم جلوی قفش همسترم و درحالیكه خوابه دارم این مطلب رو مینویسم البته قفسش فول امكاناته سرسره و چرخ و فلك و دستشویی و ... ، مثل هتل پنج ستاره میمونه
همستر من ماده هستش و تقریبا دو ماهشه اسمشم میكا هستش، ایشالله تو پست بعدی عكساشو میذارم
میكا جان فرزند بنده هستش D: و فعلا دارم سعی میكنم با میكاجان ارتباط برقرار كنم
همین دیگه...
منم رفتم بخوابم :)



نوع مطلب :
برچسب ها : نوشته، نوشته های روزانه من، نوشته های من، خاطرات روزانه من، خاطرات یك كنكوری،
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 16 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


وب نوشته های روزانه من یه مکان برای نوشتن ماجراها و اتفاقاتی هست که در مسیر زندگی باهاشون روبه رو میشم ، امیدوارم از وب ما لذت برده باشید

مدیر وبلاگ : joker
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :