تبلیغات
نوشته های روزانه من - مطالب ابر خاطرات یك كنكوری
زمانیکه جهان می گوید: رها کن امید می گوید: یک بار دیگر امتحان کن
نوشته های روزانه من
دوشنبه 18 مرداد 1395 :: نویسنده : joker
سلام
آخیش !!!
بعد ٥ روز دوباره اومدم میخوام پست بزارم البته میخواستم زودتر از اینا پست بزارم ولی دستم خورده بود نرم افزار میهن بلاگ تو موبایلم پاك شده بود و از شانس بد منم app store اپل نمیدونم چیش شده بود برای همه ارور كانكت میداد ولی خداروشكر بعد از جست و جوی فراوان بالاخره یه ترفند پیدا كردم كه مشكل گشا بود
خب از میهن بلاگ و اینا بگذریم جاتون خالی امروز یه ٤٠ دقیقه با دوست صمیمیم حرف زدم خیلی بهم چسبید ، جیگرم حال اومد ^_^ این روزا درس میخونم ، كلاس میرم ، فیلم سینمایی میرم ، وبگردی میكنم و نظر نمیدم ^_^ و كلی كارای دیگه
تو چند روز گذشته احساس كردم كه وبم به خاطر سبك مطالبم و جنبه شخصی بودنش یه جور مخاطبای خاص خودش رو داره و از نظر بعضی ها شاید چرت میاد ولی به هدف ایجاد این وب كه فكر كردم به خودم گفتم از ابتدای تاسیس این وب فكر بالا رفتن بازدید و ... نبودم و نیستم ، اصلا هدفم هم این نیست ، هدف من اینه بیام اینجا و از خودم و خاطرات بنویسم وگرنه موضوع های بسیاری وجود داره كه مخاطباش عوام هستن و وب ادم توش خیلی پیشرفت میكنه ولی من با وجود این همه تجربه تو وبلاگ نویسی و داشتن سایت من بازم عاشق وبلاگنویسی هستم و این وب بهترین وب منه ، چون نوشته هاش مال خودم كپی نیست، برای تك تك پست ها وقت گذاشتم و ... ، شاید در عمل اون وبام بازدید زیادی داشتن ولی این وب رو یه جور دیگه دوستش دارم ، بعضی موقع ها به خودم میگم اگه خدایی نكرده این وب رو ف.ی.ل.ت.ر بكنن تو میخوای چیكار میخوای بكنی !!
نمیتونم از اینجا دل بكنم ^_^ اینجا شده پاتوق خودم
اینجا میتونم راحت بنویسم ، از مشكلاتم ، از شادی هام ، بدون هیچ دغدغه ای ، شاید نوشتن تو اینجا هم محدودیت هایی داشته باشه ولی بازم عاشق این وب و مخاطباشم
جدیدا دارم روی توانایی نه گفتنم كار میكنم، البته من تو نــه گفتن استادم !!! ولی یه دوست دارم بهش نه میگم قهر میكنه و خیلی بهش بر میخوره و سریع آدم رو میندازه تو رو دروایسی ، مثلا میگه میای بیرون ، خدا نكنه بهش بگی نه ، یه جوری رفتار میكنه كه نگو ، منم همش تو رو دروایسی میگفتم باشه ولی دیدم نه اینطوری نمیشه ! فوق فوقش باهام قهر میكنه ، بذار بكنه ! والا نمیذاره به هیچ كاریم من برسم ، تازه برنامه هامم به هم میریزه
از اینام كه بگذریم یادم نره بگم
این روزا دیگه دارم هر روز نكات مثبت و منفی خودم و ساعت مطالعم و... تو Notes موبایلم یادداشت میكنم ، نكات مثبتش اینه همیشه همراه، ترس از خونده شدن توسط اطرافیان و ... ندارم ، همیشه در دسترسه و ...
همین دیگه خواستم یه مطلبی ارسال كنم كه نگید این مستر اس چقدر نامرده ^_^
با تشكر Mr.S



نوع مطلب :
برچسب ها : نوشته های روزانه من، نوشته، نوشته های من، خاطرات روزانه من، خاطرات یك كنكوری، come back،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 13 مرداد 1395 :: نویسنده : joker
سلام ایشالله حالتون خوب باشه
انقدر این همكلاسی ها و بروبچ هی تو تلگرام پیام میدادن زدم تلگراممو پاك كردم
یه پیام میدادن میرفتی جوابشونو بدی بعد دیگه میوفتادی تو بحث و ول كنم نبودن به دفعه میدیدی یكی دوساعتت الكی هدر رفته
كلا تلگرام چیز خوبی نیست ، فقط وقت تلف كردنه
الان كه این پست رو دادم تازه از مدرسه اومدم خونه و میخوام یه غذا بخورم و برم كتابخونه تا ساعت ٦:٣٠ درس بخونم
فعلا دارم ریاضی میخونم و خودمو برای امتحانات نهایی آماده میكنم یه خورده استرس گرفتم ولی خیلی زیاد نیست
احتمالا به زودی قالب وب عوض میشه ، آخه باید قالبی رو كه میگیریم اختصاصی بشه برای وبمون و یه خورده زمان میبره
همین دیگه ایشالله موفق باشید



نوع مطلب :
برچسب ها : نوشته های روزانه من، نوشته، نوشته های من، خاطرات روزانه من، خاطرات یك كنكوری،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 12 مرداد 1395 :: نویسنده : joker
همین چند دقیقه پیش برام یه اتفاقی افتاد كه به امید خدا ازش با موفقیت عبور كردم
رفتم كتابخونه، یكی از همكلاسی های قدیمیم رو دیدم و كلی سلام و احوال پرسی كردیم و ...
آقا ما رفتیم درس بخونیم این اومد بالای سر ما ، بعد هی كمر منو میمالوند و دستش میرفت به طرف پایین!!!!
بعدش گفتم داش دارم درس میخونم كرم نریز
بعد چند دقیقه دیدم یه صندلی اورد بغل میز من و گفتم اشكال نداره بیا اینجا ریاضی بخون، بعد درستشو گذاشت روی رون پای من، به خودم گفتم این چرا اینجوریه؟!!! بعد دیدم دستش داره میره جاهای حساس ، دستش رو گرفتم بردم اونور گفتم داش كرم نریز بشین بخون!!!
دوباره دستش رفت پشتم ، داشت میرفت طرفای شورتم ، گفتم داش میذاری بخونیم یا نه،بهم گفت خوشت نمیاد ، گفتم نه ، بعد تو دلم گفتم شاید همنجس بازه ، بزار عكس یه دختر نشون بدم بگم این دوست دخترمه بلكه بیخیال شه ، بعد عكس پروفایل Miss.K رو نشون دادم گفتم این دوست دخترمه و هزارتا دروغ گفتم ... هیچی یارو بیخیال ماشد الانم داره زیست میخونه ، خدا رحمم كرد ^_^ والا
End



نوع مطلب :
برچسب ها : همجنس ...، نوشته های روزانه من، نوشته، نوشته های من، خاطرات روزانه من، خاطرات یك كنكوری،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 11 مرداد 1395 :: نویسنده : joker
مثل همیشه سلام
ایشالله این روزهای تابستون براتون گرم و دلچسب باشه!
گفتم دوباره بیام یه پست بزارم ، یه وقت دلتون برام تنگ نشه D: ، اعتماد به سقفم خودتون دارید ^_^ والا به خدا
جاتون خالی من كه فعلا به كتابخونه عادت كردم و خیلی باهاش حال میكنم... واقعا مكان خوبیه برای درس خوندن ، البته یه كتابخونه رفته بودم نمیشد درس خوند همه داشتن حرف میزدن ولی اینجایی كه جدیدا پیدا كردم خیلی عالیه
احتمالا به زودی قالب وبلاگ با تغیراتی همراه خواهد بود
فعلا ایده جدیدی به ذهنم نمیرسه در رابطه با قسمت های وب ، ولی اگه انتقادی در رابطه با قالب و مطالب ، ... و همچنین پیشنهادی دارین بهمون بگید تا بتونیم مشكلات و كمبودهایی كه وجود داره رو برطرف داره



نوع مطلب :
برچسب ها : شروع دوباره، نوشته های روزانه من، نوشته، نوشته های من، خاطرات روزانه من، خاطرات یك كنكوری،
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 12 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
درباره وبلاگ


وب نوشته های روزانه من یه مکان برای نوشتن ماجراها و اتفاقاتی هست که در مسیر زندگی باهاشون روبه رو میشم ، امیدوارم از وب ما لذت برده باشید

مدیر وبلاگ : joker
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :