تبلیغات
نوشته های روزانه من - مطالب ابر خاطرات یك كنكوری
زمانیکه جهان می گوید: رها کن امید می گوید: یک بار دیگر امتحان کن
نوشته های روزانه من
جمعه 12 شهریور 1395 :: نویسنده : joker
سلام
خواستم یه پست انگیزشی كپی كنم بزارم ولی گفتم خودم بنویسم با نوشته های خودم
دوباره میخوام از نو شروع كنم بعد از هزاران بار شكست
بعد از ناامیدی های بسیار
بعد از تسلیم شدی های پیاپی
ولی دوباره از جایم بلند میشم و به گذشته نگاهی نمیكنم ، فقط محو هدفم میشوم و از حاشیه دور میشوم
یه متن درباره كنكور خوندم یكی از بچه های كنكوری قدیم نوشته بود ، البته تو این پست تشویق میكرد بچه هارو به خوندن تو چند هفته اخر كنكور و با كلمات انگیزشی خودشون متن رو واقعا جذاب كرده بودن البته خداروشكر من تا كنكور بازه زمانی بیشتری داریم و میتونیم از این نصیحت ها و جملات همین حالا برای شروع دوباره یا مصصم شدن اراده در ماندن تو مسیر درست استفاده كنیم
خیلی دوست داشتم اون نوشته رو تو یه پست جداگانه بزارم ولی فعلا لپ تاپم دم دستم نیست و این پست رو با موبایل میزارم به همین دلیل اگه خواستید اون متن زیبا رو بخونید به لینك زیر مراجعه كنید
http://taghir73.blogfa.com/post/11
راستی فردا امتحان حسابان دارم ، امتحان جبر و احتمال رو كه عالی دادم، فقط مونده حسابان ، الان خواستم درس خوندن رو شروع كنم گفتم یه پست بزارم و بعد شروع كنم به درس خوندن كه میخوام شنبه صبح امتحان رو بتركونم و بیام پست بزارم بچه ها امتحان عالی بود، ایشالله با عبور از این امتحان ورودم به رشته ریاضی نهایی میشه و راهم برای رسیدن به شغل و رشته مورد علاقم هموار میشه
ممنون كه به ما( من و وب خودتون) سر میزنید
و یه تشكر مخصوص از همه بچه هایی كه وقت میزارن پستامونو میخونن و كامنت میزارن،واقعا متشكرم




نوع مطلب :
برچسب ها : شروع دوباره...!، نوشته های روزانه من، نوشته، خاطرات روزانه من، خاطرات یك كنكوری، نوشته های من، پست انگیزشی،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 9 شهریور 1395 :: نویسنده : joker
سلام خدمت همه ی مخاطب های وب
ایشالله تابستون خوبی رو گذرونده باشید و ادامه ی تابستون هم همینجور خوب و پر نشاط براتون باشه
یه چند روزی پست نذاشته بودم و امروز گفتم دوباره بیام به نوشتن پناه ببرم
من یه یكی دو هفته ای هستش كه از دست ارادم خسته شدم !!! البته فكر كنم ارادم از دست من خسته شده !!! چرا؟؟!!! چون همش تنبلی و سستی تو كارام وارد كردم و كار امروز را به فردا میندازم ^_^ و راه حلشم كه معلومه باید وقتی قصد انجام كاری رو دارم همون موقع انجامش بدم و انجام اونو به اینده نزدیك و دور واگذار نكنم البته عادت های بد یكی دو روزه ایجاد نشدن و در طی یك دوره ایجاد شدن پس ایستادن در مقابلشون و حدف این عادت های بد كار راحتی نیست ، اما شدنی و البته سخت هستش اما به قول معروف كار نشد نداره به شرطی كه با اراده در مقابل این عادت های بد بایستم ، اولش سخته اما وقتی كه این عادت های بد از زندگی ادم محو بشن ادم متوجه تغیرات زیادی تو زندگیش میشه
دیروز رفتم بودم تو انجمن سایت همدردی دات كام ، همانطور كه از اسمش پیداست مردم میان از مشكلاتشون میگن و مشاور ها و اعضای سایت میان راهنماییشون میكنم ، به صورت تصادفی وارد چند تا از مشكلات مردم شدم و اونارو قشنگ خوندم ، بعد اینكه كامل خوندم به خودم اومدم و گفتم مستر اس جان تو انقدر از شرایط و نداشته هات مینالی اما هیچوقت نعمت هایی كه خدا بهت داده و داری رو شكر نكردی و هیچوقت از خالفت به خاطر اینكه این نعمت هارو بهت داده تشكر نكردی
در این جا لازمه از خداجونم تشكر كامل بكنم به خاطر اون همه نعمتی كه بهم داده و هیچ وقت یه تشكر جانانه ازش نكرده بودم
END



نوع مطلب :
برچسب ها : نوشته های روزانه من، نوشته، نوشته های من، اراده، خاطرات روزانه من، خاطرات یك كنكوری،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 7 شهریور 1395 :: نویسنده : joker
بیرون رفته بودم ، برای معلمم خودكار یوروپن رو خریده بودم و داشتم میومدم خونه كه گفتم برای مامانم یه گل بخرم! خریدم و تقدیم كردم به مامانم ، مامانم گفت تو از این كارا نمیكردی ^_^ این دفعه دومیه برای من چیزی گرفتی D:
گفت نكنه دختر مختر بهت اینو داده؟!! گفتم اصولا پسر به دختر گل میده!!! گفت الان شوهر كم شده دخترا بهت نداده باشن ^_^
هیچی دیگه دخترای وب مخ منو نزنید شماره نمیدم^_^



نوع مطلب :
برچسب ها : نوشته های روزانه من، نوشته، نوشته های من، خاطرات روزانه من، خاطرات من، خاطرات یك كنكوری،
لینک های مرتبط :

شنبه 6 شهریور 1395 :: نویسنده : joker
سلام
الان كتابخونم! گفتم یه پستی ارسال كنم و بعد درس خوندم رو شروع كنم
دیروز داشتم كلی فكر میكردم درباره اپلودسنتر و فكر ارتقا دادنش بودم ، اما یه دفعه یادم اومد هدف من از ایجاد این اپلودسنتر فقط كسب تجربه درباره نحوه نصب و كاربا پنلش ... بود ولی هدف یا رسالت اصلی من تو این یك سال مانده به كنكور ، درس خوندن و قبولی تو یه رشته خوب تو یه دانشگاه خوبه به همین دلیل دیگه كار من با اپلودسنتر تموم شد و الان باید بچسبم به درس
امتحان حسابان شنبه هفته دیگه هستش و تا اون روز باید تمام تلاشمو بكنم تا امتحان حسابان رو بدم و ورودم به رشته ریاضی رو جشن بگیرم! البته این اول كار نیست بلكه تازه قسمت كوچكی از اول راهه و قسمت مهم از بعد مرحله اول شروع میشه اون اینكه خیلی درس بخونم تو طول سال و ابتدای سال، البته به خاطر تغیر رشته یه عقب افتادگی زیاد دارم، تقریبا همه كتابارو نرسیدم دوره كنم و تستی كار كنم اما همه اینا با یه تلاش درست و حسابی قابل جبرانه
احتمالا تو این روزا برم یه خوردكار نسبتا گرون قیمت برای معلم حسابان و جبرواحتمالم بخرم كه واقعا برام كم نذاشت و حسابی باهام كار كرد ، البته بماند كه برای جلساتش پول میگیره !!!
همین دیگه ایشالله موفق باشید منم برم حسابان بخش شیرین مثلثات رو بخونم ^_^




نوع مطلب :
برچسب ها : نوشته های روزانه من، نوشته، نوشته های من، خاطرات روزانه من، خاطرات یك كنكوری، رسالت،
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 12 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


وب نوشته های روزانه من یه مکان برای نوشتن ماجراها و اتفاقاتی هست که در مسیر زندگی باهاشون روبه رو میشم ، امیدوارم از وب ما لذت برده باشید

مدیر وبلاگ : joker
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :