تبلیغات
نوشته های روزانه من - بی ارزش
زمانیکه جهان می گوید: رها کن امید می گوید: یک بار دیگر امتحان کن
نوشته های روزانه من
جمعه 22 بهمن 1395 :: نویسنده : joker
میخواهم بنویسم نمیدانم از چه بنویسم
از لیلی بنویسم؟! آه مجنون داستان ما دل لیلی را شكست
از عشق بنویسم؟! آه برای من واژه ای دردناك است
از دوست بنویسم؟! آه مگر دوستی مانده است !
مگر میشود بدون لیلی ، عشق و دوست زنده ماند؟!
امروز تعریف اجتماع ما از انسان موفق چیست؟! جز وظیفه ایست كه از یك ربات داریم ، زندگی بدون عشق ، مگر زندگی بدون عشق معنایی دارد؟!
عشق برای من معشون است
عشق برای او تحصیل است
عشق برای هركس معنایی متفاوت دارد
عشق در راه رسیدن به اهداف بزرگ ما را یاری میكند
آه ، به راستی كه همه چیز بین من و تو تمام شده است
میدانم من نابودگر این عشق بودم
اما چرا هنوز عاشق مانده ام؟!
چرا لحظه از عشق وجودی ام كم نمیشود؟!
دوست دارم تو را از عشق خود با خبر سازم ولی چه كسی حرف چوپان دروغ گو را باور میكند !
اگر هم حرفم را باور كنی میترسم فكرت را مشغول من كنی، مشغول یك رابطه پایان یافته و تو را در این برهه زمانی(كنكور) از مسیرت دور كنم پس اگر عاشق حقیقی باشم به صلاحت نیست تو را از عشق خود با خبر سازم
احتمالا بعد كنكور زمانی كه هردو كنكور را بدهیم همدیگر را خواهیم دید؟ تو در یك رشته خوب و دانشگاه خوب اما من ... ، یادت هست چقدر درس هایم خوب بود؟! اما دیگر اصلا خوب نیست ، چون امیدی برای خواندن این كتاب های بی معنی نیست
شاید این نوشته ها در نظر خوانندگانی جز تو بی معنا بیایند ، اصلا برایم مهم نیست چون این هارو برای تو مینویسم ! اما هرگز این هارا به تو نشان نخواهم داد چون دوست ندارم تو را غمگین ببینم دوست ندارم ذهنت را درگیر من كنی
معشوق من شاید وقت كمی برای برگرداندن تو داشته باشه چون تا چند ماه دیگر مسیر ما به كلی تغیر میكند اما من هیچ وقت تو را از عشق خوب باخبر نمیسازم ، واهمه دارم كه باعث شكستت شوم
یك گزینه تقریبا نشدنی اما ممكن هم پیشروی من است و آن این است كه من هم خود را از لحاظ درسی به تو برسانم و بتوانم باتو در یك دانشگاه قبول شوم ان وقت میتوانم هر روز تماشایت كنم
آه ، كار سختیست ، تو كجا و من كجا؟! زمان زیادی تا كنكور باقی نمانده است پس فكر نكنم بتوانم این كار رانجام دهم اخر میدانی من خیلی وقت است كه در اتاقم كتاب پیش رویم باز است اما نمیخوانم اما خسته ام
اصلا بیخیال ...
چرا حرف از غیرممكن ها میزنم
چرا نوشته ای را مینویسم كه هیچ وقت به دست معشق نمیرسد؟!
نمیدانم!
شاید دیوانه شده ام!



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


وب نوشته های روزانه من یه مکان برای نوشتن ماجراها و اتفاقاتی هست که در مسیر زندگی باهاشون روبه رو میشم ، امیدوارم از وب ما لذت برده باشید

مدیر وبلاگ : joker
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :