تبلیغات
نوشته های روزانه من - همجنس ...
زمانیکه جهان می گوید: رها کن امید می گوید: یک بار دیگر امتحان کن
نوشته های روزانه من
سه شنبه 12 مرداد 1395 :: نویسنده : joker
همین چند دقیقه پیش برام یه اتفاقی افتاد كه به امید خدا ازش با موفقیت عبور كردم
رفتم كتابخونه، یكی از همكلاسی های قدیمیم رو دیدم و كلی سلام و احوال پرسی كردیم و ...
آقا ما رفتیم درس بخونیم این اومد بالای سر ما ، بعد هی كمر منو میمالوند و دستش میرفت به طرف پایین!!!!
بعدش گفتم داش دارم درس میخونم كرم نریز
بعد چند دقیقه دیدم یه صندلی اورد بغل میز من و گفتم اشكال نداره بیا اینجا ریاضی بخون، بعد درستشو گذاشت روی رون پای من، به خودم گفتم این چرا اینجوریه؟!!! بعد دیدم دستش داره میره جاهای حساس ، دستش رو گرفتم بردم اونور گفتم داش كرم نریز بشین بخون!!!
دوباره دستش رفت پشتم ، داشت میرفت طرفای شورتم ، گفتم داش میذاری بخونیم یا نه،بهم گفت خوشت نمیاد ، گفتم نه ، بعد تو دلم گفتم شاید همنجس بازه ، بزار عكس یه دختر نشون بدم بگم این دوست دخترمه بلكه بیخیال شه ، بعد عكس پروفایل Miss.K رو نشون دادم گفتم این دوست دخترمه و هزارتا دروغ گفتم ... هیچی یارو بیخیال ماشد الانم داره زیست میخونه ، خدا رحمم كرد ^_^ والا
End



نوع مطلب :
برچسب ها : همجنس ...، نوشته های روزانه من، نوشته، نوشته های من، خاطرات روزانه من، خاطرات یك كنكوری،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 09:31 ق.ظ
I am extremely impressed with your writing skills as well as with the layout on your weblog.
Is this a paid theme or did you customize it yourself?
Anyway keep up the nice quality writing, it's rare to see a great blog like this one nowadays.
یکشنبه 17 مرداد 1395 10:54 ب.ظ
خخخخخ عجب آدماییی پیدا میشن
joker اره شانس آوردم...
شنبه 16 مرداد 1395 07:04 ب.ظ
نه بابا!!!
چه کارایی که مردم نمیکنن!!
joker
چهارشنبه 13 مرداد 1395 06:46 ب.ظ
عجب دنیایی شده ها از جنس خودت هم باید ترسید


joker اره ...
چهارشنبه 13 مرداد 1395 04:48 ب.ظ
میگم میخای کتابخونه نرو:دی
عجب دوره زمونه ای شده ادم تو کتابخونم امنیت نداره دیگه
والا
joker هههه، اره كتابخونه هم امنیت نداریم...
سه شنبه 12 مرداد 1395 11:17 ب.ظ
یا ابرفرض یا خدا

خخخخخ عجب آدمایی پیدا میشن
joker اینا آدم نیستن...
سه شنبه 12 مرداد 1395 07:33 ب.ظ
رضا راست میگه. تازه دیه هم میگرفتی.

البته نصف نصفا.
joker بیخی بابا...
سه شنبه 12 مرداد 1395 06:46 ب.ظ
میذاشتی کارشو تموم کنه بریم ازش شیکایت کنیم،خب.
joker ولمون كن بابا...!
سه شنبه 12 مرداد 1395 06:40 ب.ظ
فک کنم مطلب آخرت زیادی مورد توجهشون بود

خداوکیلی روت شد تایپ کنی اینارو؟؟؟؟
joker خوب واقعیته دیگه...
سه شنبه 12 مرداد 1395 05:57 ب.ظ
سلام و سپاس
ایا اجازه میدید از مطالبتون در سایتهای خودمون استفاده کنیم ؟
joker والا این نوشته هام شخصیه به دردشما نمیخوره...
سه شنبه 12 مرداد 1395 04:27 ب.ظ


وااااااااااااااااااااای خداااااااااااااا.

مردم از خنده.

هول نشو بابا. نخوردت که.

این همون کتابخونه توپه بود ک گفتی آره؟
joker اره همون بود...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


وب نوشته های روزانه من یه مکان برای نوشتن ماجراها و اتفاقاتی هست که در مسیر زندگی باهاشون روبه رو میشم ، امیدوارم از وب ما لذت برده باشید

مدیر وبلاگ : joker
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :