تبلیغات
نوشته های روزانه من
زمانیکه جهان می گوید: رها کن امید می گوید: یک بار دیگر امتحان کن
نوشته های روزانه من
شنبه 11 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : joker

به وبلاگ نوشته های روزانه من خوش اومدید

اینجا من درباره ماجراها و اتفاقاتی که در مسیر زندگی باهاشون برخورد میکنم مینویسم

و عقاید خودم رو بیان میکنم

پست های خوشمل و مشمل هم میزارم که لذت ببرید

این وب قانون خاصی نداره !!!!

لطفا در هنگام گذاشتن کامنت ادب را رعایت کنید !!!

امیدوارم بتونیم محیط دوستانه ای رو در این وب به وجود بیاریم

منم سعی میکنم با مطلب هام وب رو همیشه بروزرسانی کنم

حتما به " پروفایلم " هم یه سری بزنید

تبادل لینک هم داریم ، فقط قبلش لطفا مارو لینک کنید بعد از سمت راست وب، روی +ارسال لینک کلیک کنید

اینم آدرس وب: mydailynotes.ir

ممنون از همتون





نوع مطلب :
برچسب ها : نوشته های روزانه من، پست ثابت، دست نوشته های روزانه من، خاطرات روزانه من، نوشته های من، خاطرات زندگی من،
لینک های مرتبط :

شنبه 19 فروردین 1396 :: نویسنده : joker
دارم اشتباهات سال گذشته رو تكرار میكنم
البته اینبار بیشتر از قبل درون این منجلاب فرو رفتم و هر چقدر سعی میكنم در نهایت كه نزدیك موفقیت میشم دوباره با یه اشتباه گند میزنم به همه چیز و بر میگردم سر نقطه اول



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 1 فروردین 1396 :: نویسنده : joker
هر آغازی یه پایانی داره
معمولا پایان همه ی داستان ها شیرینه
و در نهایت همه خوشحالن به جز آدم بده

اما زندگی واقعی با داستان کاملا متفاوته
اینجا ادم خوبا کم هستن
اینجا میزان موفقیت با پول سنجش میشه
اینجا جایی هست که باید درس بخونی برای مدرک نه یادگیری
اینجا جایی هست که باید پشت کنی به علاقت و بزاریش کنار
اینجا باید درس بخونی تا مدرک بگیری و بری سر کاری که اصلا با رشتت مرتبط نیست
اینجا جایی هست که همه دوست دارن مهاجرت کنن برن اونور آب زندگی کنن
اینجا ایران است...

آخرین پست( چند ساعت دیگه وب برای همیشه غیرفعال میشه)
داستان زندگی من قرار نبود و نیست اینجوری تموم بشه
اما فعلا از چاله توی چاه افتادم و باید خودمو نجات بدم
بای




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 28 بهمن 1395 :: نویسنده : joker
میدانی دیگر از این بازی خسته شدم ام
دیگر دارم فكر میكنم مرا از یاد بردی
بعضی وقت ها به سرم میزند پیغامی برایت بفرستم
میرم توی اینستاگرامم و توی دایركت سلامتی برایت میفرستم اما میبینم نخواندی و بعد اون رو unsend میكنم
خسته شده ام ، از این بازی لعنتی
میدانم هر چقدر هم تلاش خود را كنم دیگر برای تو مجنون نخواهم بود
چند روز پیش با نوشته ای رو به رو شدم : دوست داشتن یه نفر باعث نمیشه اون آدم لیاقتتو داشته باشه
اری من لیاقت تو را ندارم
پس دیگر نه برایت عاشقانه مینویسم نه از عشق حرف میزنم
میروم پی كار خودم ، با فكرت چه كنم؟! ان هم میندازمش دور ، مجبور است باید تو را فراموش كند مگر دست خودش است !
دیگر هم اهنگ عاشقانه گوش نمیدهم میدانی كه یاد تو می افتم پس ان را هم ترك میكنم اصلا دنیایم را عوض میكنم
همیشه مرا با این جمله كه خدا همه چیز را درست میكند امیدوار نگه داشته اند، اما دیگر واژه خدا برایم واژه ای گنگ و بی ابهام است
خدا را قبول دارم ولی تنهایم گذاشته ، مرا در این جهان تنها گذاشته ، دیگر خداوند هم با من قهر كرده از او انتظار نداشتم!
روزهایم هر روز مثل دیروز میگذرد ، با یكنواخت
چیزی كه مرا آزرده میكند دستان مادرم است كه با هزار امید و آرزو مرا بزرگ كرد اما تا الان ، جز سر افندگی برایش چیز دیگری نداشته ام مادرم دستان پرمهرت یاورت من است ، اما من از این جهان خسته شده ام دیگر توان ادامه این زندگی را ندارم ، گاهی میگویم كاش میمردم
نمیدانم
چرا این روز ها اینگونه است
تبدیل به یك ادم ناشناخته شدم
با یك شخصیت جدید
دیگر توان ادامه دادن را ندارم
End



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 27 بهمن 1395 :: نویسنده : joker
روز ولنتاین با یكی از همكاسی هام رفتیم یه كافی شاپ نسبتا خلوت ، البته نسبت به بقیه كافی شاپ ها كه شلوغ بود
بعد از سفارش سكوت سنگینی بین من و دوستم حكمفرما بود ، دوستم گفت چرا ساكتی ؟ گفتم دارم به Miss.K فكر كنم ، بهم گفت بیخیال دوست من همه چی تموم شده البته میتونی دوباره بهش پیام بدی و اوضاع رو دوباره درست كنی
به دوستم قاطعانه گفتم نه ! اون الان مثل من كنكور داره و تا الان خیلی خوب خونده و توی مسیر درستی قرار گرفته ، ممكنه حرفای من ذهنشو درگیر كنه و به خاطر من از اهدافش دور بشه پس اگر من عاشق حقیقی باشم باید عشق خود را اشكار نسازنم حداقل در این برهه زمانی
دوستم پاسخ داد : خودت كه میدانی امسال من و تو در كنكور نتیجه خوبی نمیاریم و او به احتمال خیلی زیاد قبول خواهد شد ، با این حال اگر نتوانی تا قبل از كنكور دل او را به دست بیاری به احتمال زیاد او را از دست خواهی داد
گفتم كاری نكنم بهتر است حداقل اینگونه اگر او را از دست بدهم مدیونش نمیشوم ولی امان از روزی نا خواسته او را از اهداف و مسیرش عوض كنم ، اینگونه دل خودم هم راضی نمیشود و اگر تقدیر اینگونه است بگذار اینگونه رقم بخورد البته میدانم كه تا الان مرا فراموش كرده و با نام من جز كینه چیزی به ذهنش نمیرسد
در همین حال سفارشمان حاضر شد ، در همین حال در فضای كافی شاپ اهنگی عاشقانه پخش میشد كه مرا با یاد گذشته می انداخت...

پایان



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 83 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
درباره وبلاگ


وب نوشته های روزانه من یه مکان برای نوشتن ماجراها و اتفاقاتی هست که در مسیر زندگی باهاشون روبه رو میشم ، امیدوارم از وب ما لذت برده باشید

مدیر وبلاگ : joker
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :